|16|
چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۶ ♥ 0:0
{سری میآن دست تو بریـده..
نگآه من به سآعت پکیـده
و شعرهآی غمگیــن و آسی
و گـرگ #خسـته ک از تفنگ نترسیده
به شبهه هآی من به اصل هستی
به بغض بی کسیت وقت مستی}
من یه انتخـآب کردم! یه انتخـابِ اشتبآه!!!
خیلی مَردی میخآد کـه قبولش کنم
که همه چیو -از جمله خودم- ببآزم ولی هنوز پآش بمونم
کـه وآسه جبرآنش هـر کآری کنـم!
{و حسرت تو رآ و بو کشـیـدن
و عمــق فاجعه تو رآ ندیدن}
حقه کسـی که بهش بدی کردی رو
حداقلِ حداقلش این بدون که مجبورش نکنی ببخشتت!
پ.ن1: نوشته هآم سبـکه خودمـه!
پ.ن2: تولدت سبز بآ دونه هآی صورتی روش 
میـم.سیـن.الـف نآرآحــت نوشت. ![]()
دیوآنهـــ نوشتــ ♥‿♥
برچسب:
نویسنده: مهسا فدایی